![]() |
||||||
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387و بر علیه اعدامنمایش کشتار شهروندان را به راه می اندازند در همه جا جار می زنند تا وحشت را در جنگ با مردم با کشتار دولتی به رخ بکشند از تلفن های همراه تا دوربین های حرفه ای خبر گذاری ها را یاری می طلبند تا برای همه، بار ها و بارها صحنه را بازبینی کنند و همگان فرصت تماشای کشتار شهروندان را داشته باشند و به دقت ببینند چگونه آدمی توسط قوانین دولتی از نفس کشیدن هم منع می شود و چگونه تقلاها یش برای نجات جانش بی جواب می ماند . می خواهند با این کشتارها به همگان بفهمانند اینجا دولتی در قدرت است که قانون قتل را برای خویش محفوظ می داند و حکم مرگ و زندگی شهروندان جامعه به اراده و تصمیم او می تواند شکل گیرد. در جامعه ایران دولت صحنه کشتار مردم را به نمایش می کشد طناب دارها را بالا و بالاتر می برد تا آنجا که بتوانند به طور کامل به همگان نشان دهند مرگ مردمانی که قانونی به گردن دارند که از نفس کشیدن هم منع شان می کند. در این جامعه قوانین وحشت می آفرینند ترس را غالب می کنند و دولت نمایش آنرا در ملا عام برای آموزش جامعه لازم میداند کودکان نه تنها می توانند تماشاگران قتل آدمی باشند بلکه می توانند خود طعمه های طناب های دار هم شوند و جلوه های دست و پا زدن را برای نجات جانشان برای همگان به تصویر کشند. خشونت تمام امکانات خود را برای آموزش و باز تولید دوباره در این جامعه دارد کشتن انسان وقتی در اشکال دولتی به صورت یک نرم اجتماعی صورت می گیرد وقتی به صورت قوانین صریح در دادگاه ها اعمال می شود جامعه از آن تاثیر متقابل را می گیرد و با آن پرورش می یابد. انسانهای موجود در این جامعه یاد می گیرند جان آدمی ارزشی ندارد و می تواند به هر بهانه و اتهامی هر چند بی اساس حق زندگی را از انسان گرفت کشتن انسان به دست انسان می تواند شکل گیرد و در متن اتفاقات روزانه امری متداول و مرسوم برای بخشی از جامعه می شود. اعدام ، قتل عمد به شیوه دولتی است قاتلی که بر مسند قدرت برنامه قتل انسان ها را میچیند روز و ساعت آن را هم مشخص می کند و بدون ترس از انجام این عمل در کمال آرامش جلوی روی مردم آنرا به اجر می گزارد بزرگترین قاتل خود دولت است به هر اتهام و بهانه ای می گیرند ، میبرند و اعدام می کنند. برای تمام اعمال شنیع و ضد بشری خود قانون دارند تا دستشان از هر طرفی باز باشد دفاع از حق حیات انسان ، کودک و هر بنی بشری با تعابیر و فرمول بندی های اقدام علیه امنیت ملی و محاربه با خدا و ... مواجه است و برای آن قانون ساخته اند تا قضاوت را تصریح شده به اعدام منتهی کنند. در جامعه ای که انسان نقطه محوریت آن باشد و حق حیات شالوده و بنای آن قرار گیرد هر گونه تعرض به جسم و جان انسان تعرض به بنای اجتماع و تعرض به حقوق اولیه تک تک انسان های موجود در آن جامعه است بر این باور در جامعه ای انسانی قوانین برای حفظ حیات و حمایت از زندگی تدوین می شوند بر طبق این تعریف هر ضابطه که نفی کننده این امر باشد فاقد اعتبار تدوین به عنوان قانون است . دولت ها اعدام را به بهانه های بسیار برای خود به رسمیت می شناسند و آنرا در قوانین کشور برای مجرمین از منظر و دیدگاه خود برای تعریف جرم و مجرم تدوین کرده اند دیدگاه امروز حاکم بر جامعه ایران حتی چاپ نشریه یا نوشته ای که با مرام و ايدئولوژي خود مغایر بداند می تواند جرم به حساب آورد و حتی عوامل و نویسندگانشان را مجرم و به حکم خود به جوخه اعدام بسپارد . در جامعه ایران جان انسان می تواند گرفته شود تا عاشق نباشند و احساسات آدمی آغوشی نشناسد تا فکر آزادی به ذهن کسی خطور نکند تا صدایی برای مخالفت با کشتار آدمی در قرن 21 سر داده نشود تا مردمانی برای رفاه و سعادت بشر، جامعه را به چالش نکشند تا معلمی برای شادی دانش آموزان حماسه نسازد و آزادی را برایشان به معنی نکشد. جان قربانیان فقر و فحشا و اعتیاد این محصولات شرایط اجتماعی که دولت مسبب و سازنده اصلی آن است گرفته می شود تا نقش همه جانبه خود دولت از آن پاک شود و برای لاف پوشانی اعمال ش، قربانی را طعمه قصابی های دوباره و بی امانش کند تا نشان دهد کنترل همه چیز را در دست دارد و باید همگان تحت فرمان او باشند. رخت چرکین خشونت دولتی در ایران سر تا پای جامعه را پوشانده است خشونت گران دولتی ابزارها و امتیازات خود را دارند و از قدرت تمام سود و استفاده لازم را می برند تا بساط خشونت ،فشار ، سرکوب و اعدام به عنوان وقیحانه ترین نوع قتل عمد، خود را در جامعه سرپا نگه دارند و رعب و وحشت را بر آن حاکم کنند پشت هر خشونتی توجیهی قرار دهند و به فرهنگ مردم بقبولانند تا هر عمل و رفتاری از جانب دولت را امری عادی تلقی کنند و بدون اعتراضی از طرف مردم به صورت یک نرم موجود و همیشگی پذیرفته شود . در خیابانها به یک باره با حمله پلیس بدون هیچ داد گاهی از قبل بخش هایی از مردم به اتهام واهی و بی اساس "ارازل و اوباش" فرا خوانده می شوند و با وحشیانه ترین شیوه های ممکن کتک می خورند و در دادگاه فرمایشی حکم اعدام را برایشان صادر می کنند و در انظار عمومی به دار می کشند. تمام لحظات این تراژدی را از خیابان تا پای چوبه های طناب دار به کمک مدیا ی تمام رنگی و رسانه های جمعی که در اختیار دارند پخش می کنند تا رعب و وحشت را برای مردم بیافرینند. ایجاد رعب و وحشت توسط دولت در جامعه ایران تنها نشان از ترس از مردم دارد ترس از مردمی که که از وضع موجود به شدت ناراضی هستند و از فقر و بی عدالتی به ستوه آمده اند آزادی میخواهند رفاه می خواهند و خواهان زندگی در جامعه ای انسانی و بدون خشونت و تبعیض هستند . برای مبارزه علیه اعدام و خشونت در جامعه مردم باید متشکل و متحد علیه این اقدام ضد بشری و جنایتکارانه به میدان بیایند باید نشان دهند هر درجه تعرض به حقوق مردم، تعرض مستقیم به خود سیستم دولتی است باید بینند که جلوی دادگاه ها یشان مراکز اعتراض و انسجام و اتحاد مردم علیه احکام ضد بشری شان خواهد شد. استفاده از تمام ظرفیت های جنبش های اجتماعی کارگران ، زنان و مبارزات دانشجویی بر علیه اعدام می تواند ماده و مصالح یک جنبش وسیع و انسانی را در جامعه به راه بیندازد که ریشه های استبداد و سرکوب را در جامعه بخشکاند جلوگیری از اعدام انسان ها جدا از هر اتهام و جرمی باید به فرهنگ جامعه تبدیل شود و اولین قدم برای این امر دفاع از انسان هایی است که امروز دولت با اعدام آنها می خواهد زهر چشم خود را از آزادی خواهی مردم بگیرد. هر درجه که مردم بتوانند فرزندان و شهروندان خود را از زیر احکام اعدام نجات دهند به همان نسبت توانسته اند قدرت خود را به عنوان نیروی تغییر دهند بیشتر بشناسند و دولت را ناتوان در تعرض به حقوق پایه ای و اساسی خود کنند. برخورد قاطعانه به اعدام همانا مبارزه بی وقفه برای نجات تمامی انسان هایی است که امروز با هر دید گاهی و با هر اتهامی زندگی شان در مواجه با اعدام قرار دارد باید نشان داد مردم می توانند برای همیشه بساط اعدام و خشونت را از جامعه جمع کنند و برای همیشه به نمایش کشتار شهروندان و فرزندان خود پایان دهند . پارسا ادیب نوشته شده توسط دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سنندج
در 15:53 | لينک ثابت
•
جمعه چهارم مرداد 1387دانشجویان با دانشجویان سخن می گویندبیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سنندج
تدام راه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب تهران تداوم راهی که در 13 آذر به نام دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب ثبت شد برای پیشبرد کار و فعالیت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دانشگاه دارای اهمیتی ویژه است با تمام سنگ پرانی که جنبش های مختلف به این حرکت کردند از کمپ راست و به خصوص از جیره گیران کاخ سفید در دفتر تحکیم وحدت تا چپ های سر در دامن اطلاعات نتوانستند قادر به انکار تاثیر و بازتاب این حرکت در میان دانشجویان به هر شیوه شوند داستان پردازی های رسانه ای راست به شیوه ی تبلیغات خودشان خواستند آنرا از نطفه خفه کنند و آن را محدود و بی اثر جلوه دهند و حتی خبرهای آنرا نادیده بگیرند و در عوض آنرا در راستای حرکت اصلاح طلبانه دانشجویان قلب و تحریف کنند. چپ های سنتی نیز به شیوه تفسیر خودشان آنرا به میدان جنگی تشبیه کردند که شهیدی را نصیب شان نکرده رهبرانش تا آخرین لحظات شمشیر را بر اندام خود ندیده اند و همه را را گول داده اند تا این حرکت را به نام خود به سرانجام برسانند و اکنون دیگر کاری کرده اند که داد سردارها و حراستی های دانشگاه را در آورده و به باور اینجانبان در این فضای خشم آلود نمی توان از آزادی روی کاغذ نوشت. اما حرکت بی همتای دانش جویان آزادیخواه و برابری طلب اکنون دستاویز بخش قابل توجهی از دانشجویان شده است که می خواهند از این دریچه مبارزات دانشجویی را به پیش برند و صفوف خود را متشکل و هماهنگ برای پیشبرد اهداف آن متحد سازند . تشکل دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با تمام مشکلاتی که برایش تراشیدند به عنوان یک ظرف مناسب برای دانشجویانی است که می خواهند با چهره های واقعی در دانشگاه ها ظاهر شوند و فعلیت های پر تب و تاب علیه جریانات راست و قومی در دانشگاه ها به را بیندازند از موجودیت شان به عنوان یک خط رسمی با پرچمی روشن و انسانی حمایت کنند و بتوانند به عنوان منشا اثر و کانون دانشجویان معترض بیشترین تاثیر را حتی در میان تشکل های موجود دیگر در دانشگاه داشته باشند.
یکی از ویژگی های مهم فعالیت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب یکی از ویژگی های مهم دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب خصلتی است که دانشجو را در یک فضای ایدئولوژیکی محبوس نمی کند و امر رهبری را در فضای متروکه چند نفره و عاطفی قرار نمی دهد بلکه می تواند جمع وسیعی از دانشجویان را حول خود گرد آورد و بر سر مطالبات اجتماعی ، صنفی و انسانی به هدف و نقطه ای واحد برساند که کار و فعالیت در این زمینه را مؤثر و واقعی تر میکند وقتی دانشجو در این مقولات درگیر می شود با هر عقیده ای باشد دیگر رجعت به جریانات راست را درون خود خفه می کند به این معنی که تشخیص می دهد کجا ایستاده است و اساسا نیاز ش کجا محقق می شود. درگیر کردن دانشجو حول مطالبات ی که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دارند عامل نفی دیگر جنبش ها را که اساسا جریانات راست و قوم پرست باشد را سهوا ممکن می کند و دانشجو را وادار می سازد که شیوا تر مسائل و قضایا را دنبال کند و انتخاب درستی کند که با مجموعه مطالبات و خواست هایی که با آن درگیر است خوانایی داشته باشد. در نتیجه برای یک اکتیو ست و فعّاله داب این امر که بتواند با تسلط کامل بر مواضع و دیدگاه جنبش اجتماعی که خود را نماینده آن در دانشگاه می داند شیوه ای از فعالیت را انتخاب کند که بتواند جان مایه مطالباتی جنبش خود را به گونه ای ابراز دارد که لمس کردنش برای هر دانشجویی ممکن شود و او را قادر به فعالیت و ابراز وجودی آن در محیط دانشگاه کند . محدودیت های بسیار برای یک فعّاله داب وجود دارد که همیشه نمی تواند جملات را آنگونه که باید ادا کند اینجا نقش فعالینی از داب برجسته می شود که نقش های مهمی را در تشکل شان در اختیار دارند که بایستی با انرژی بسیار به مجاب کردن دانشجویان حول خواست ها و مطالبات و مواضع داب بپردازد و او را به باور و همراهی با داب برساند که این تنها با تسلط بر مواضع و دیدگاه های دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب سراسر کشور ممکن است که امروز با ارتباط از طریق سایت رسمی داب به آسانی ممکن است.
آزادی ، برابری یک شعار طبقاتی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب مفهوم آزادی و برابری را به مقولات واقعی و مطالبات اجتماعی و طبقاتی گره زده اند که از ویژگی های بارز آنها به شمار می آید اگر نگاهی به دیگر تشکل های راست داشته باشیم اساسا از گفتن این شعار آگاهانه امتناع می کنند چون می دانند این شعار چیزی فراتر از بیان گفته را درخود دارد و مشخصا طبقاتی است. اینک شعار آزادی برابری برای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب حلقه اتصال با مبارزات طبقاتی است و اساسا در مطالباتی که بیان کرده کاملا مشخص است. داب به عنوان تشکّلی که قادر به بیان مواضعی انسانی از دید گاهی طبقاتی است می تواند به عنوان بخشی از جنبش اجتماعی پیشرو انسانی نقش خود را ایفا کند و به عنوان ستونی از آگاهی دهنده ها درون اجتماع عمل کند به هر کجا سرک زند سیاست ها و راه کارهای انسانی را غالب کند از هر دریچه و مجرایی برای بیان نظراتش استفاده کند و تشکل خود را برای جذب انبوه دانشجویان با هوشیاری بسیار به مجراهای ممکن گره زند.
حرف آخر از ویژگی های مهم تشکل داب این است که محدودیتی را در خود برای جذب دانشجو ایجاد نمی کند و آنچه امروز در مبارزات دانشجویی می تواند نقش داب را پر رنگ کند و پرچم دار خواست های دانشجویان باشد به جرات می توان گفت تنها امر سازماندهی و کار و فعالیت مداوم در محیط دانشگاه است . دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب سنندج
نوشته شده توسط دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب سنندج
در 13:14 | لينک ثابت
•
|
آزادی، برابری، هویت انسانی
|
2008 | ||||